تبلیغات
دلنوشته های یك بسیجی - مطالب اردیبهشت 1395
 
دلنوشته های یك بسیجی
پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملكتتان آسیبی نرسد
دوشنبه 27 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : سید شهید
باید انجمن های اسلامی تشکیل دهیم. باید انجمن هایمان گعده هایمان و نشست هایمان اسلامی شود. اگر انجمن هایمان اسلامی شد میتوانیم تحت سایه ی اسلام اشدا علی الکفار رحماء بینهم شویم یعنی می توانیم زیر پرچم اسلام وحدتمان را با هم تحکیم کنیم. اگر توانستیم بواسطه ی این انجمن های اسلامی تحکیم وحدت کنیم میتوانیم وفاقمان را با هم توسعه ببخشیم و در سایه این وفاق عدالتخواهیمان را از شعار فراتر برده و عملی کنیم و عمل مطالبه گریمان را هم اسلامی کنیم. آنگاه میشویم یک عدالتخواه اسلامی و در سایه این روحیه میتوان کارهای عمیق جهادی کرد . میتوان به کمک بسیج مردم که صاحبان اصلی آن مستضعفان هستند و با
عنایات و توجهات مقام معظم رهبری کم کم جامعه ای اسلامی تشکیل دهیم و با توسعه روز به روز آن کم کم تمدنی اسلامی را شکل دهیم که کمک کند به ظهور حضرت حجت.
پس بیایید برای کمک به ظهور صاحبمان انجمن های اسلامی تشکیل و به آنها کمک کنیم. بیایید مستقل از دولت و هر ارگان دیگری انجمن های اسلامی تشکیل دهیم.
بیایید انجمن های اسلامی مستقل تشکیل دهیم


پی نوشت: یک مطلب قدیمی اما دلم براش تنگ شده بود




نوع مطلب : دلنوشته، سیاسی، فرهنگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 25 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : سید شهید

بسمه تعالی

 ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران

  جناب آقای حسن روحانی

  سلام علیکم

   بدون مقدمه چینی و بیان مقدمات وارد اصل کلام میشوم. همانگونه که حضرت رب در سوره توبه نیز چنین روشی را پیش گرفته است.

بدون مقدمه عرض میکنم لجاجت را تمام کنید لجاجت هم حدی دارد. البته خدا را شاکرم که مانند ابتدای دولتتان تزویر را کنار گذاشته و مخالفت های علنی با ولی فقیه را سر لوحه کارها و اعمالتان قرار داده اید که این خود تکلیف موافقان و مخالفان شما را تا حد به سزایی مشخص میکند. جناب آقای روحانی به راستی تا به کی می بایست مقام معظم رهبری اشکالات و ایرادات سخنان شما را تصحیح پدرانه کرده و شما قدر نشناسی کنید یا اینکه بلافاصله پس از بیانات ایشان حضرتعالی موضعی مخالف ایشان گرفته و پس از آن ده ها بار با آوردن لفظ مقام معظم رهبری در سخنانتان به عوام فریبی های مرسوم خود و گمراه کردن اذهان عمومی بپردازید. اگر مباحثی از قبیل اسلام رحمانی و نسبت دادن مذاکره به صحرای کربلا را به پای سواد فقهی و اسلامی کم و خرده حضرتعالی بگذارم، تاکید جنابتان به مخالفت های گاه و بی گاه علیه شورای نگهبان را چگونه توجیه کنم. حال فرض میگیریم که آن را نیز توانستیم برای خود هضم کنیم.  فرض محال که توانستم دست دادن با شیطان بزرگ را و مذاکره خارج از موضوع هسته ای را برای خود حضم کنم. اما این جسارت وقیحانه حضرت عالی در زمینه ضرورت فراگیری زبان های خارجی را چگونه توجیه کنم؟!!

در حالی که هنوز چهل و هشت ساعت نیز از صحبت های مقام معظم رهبری در تقبیح عمومیت یافتن زبان های بیگانه علی الخصوص انگلیسی نگذشته بود. این هتک حرمت های حضرت عالی را به حصر عقلی در چهار حالت بیشتر نمیتوانم فرض کنم که هرکدام از آنها عذر بدتر از گناه ایست که یکی از یکی بدتر است.

فرض اول اینکه شما صحبتهای حضرت آقا را گوش نداده اید و به ایراد چنین مطالبی پرداخته اید که خب طبعا این نشان از بی توجهی شما به منویات حضرت آقاست.

فرض دوم اینکه متون سخنرانی های شما را دیگران مینویسند و خود شما از مطالب آنها بی خبرید و حق دخل و تصرف نیز ندارید که خب چگونه میشود امیدوار بود رییس جمهوری که حتی در سخنرانی های خود هم مستقل از دیگران نیست و حتی در سخنرانی هایش هم وامدار دیگران است، بتواند استقلال جامعه مان و کشورمان را تضمین کند.

فرض سوم اینکه حضرت عالی بدون هیچگونه قصدی و تنها از روی جهل چنین اعمالی را انجام میدهید. که با شناختی که از حضرتعالی در این سالها پیدا کرده ام میدانم جهل از جانب حضرتعالی خیلی بعید است و اصلا دلم نمیخواهد رییس جمهورم را فردی جاهل تصورم کنم اما بعضی اوقات چه میشود کرد برای فرار افسد باید به فاسد پناه ببریم.

و اما فرض آخر که امیدوارم چنین نباشد این است که حضرتعالی با علم به منویات حضرت آقا و کاملا از روی آگاهی چنین مخالفتی را انجام داده و اینگونه کج دهنی میکنید. که اگر این باشد حقیقتا می بایست برای چنین رییس جمهوری تاسف خورد. رییس که می بایست التزام عملی به ولایت فقیه داشته باشد حال چنین لجاجت علنی را آغاز کرده است. به نظر خودتان به چنین شخصی مجهول الحالی میتوان اعتماد کرد.

جناب آقای رییس جمهور فارجعوا

 

سیدمحمدمهدی شمس





نوع مطلب : دلنوشته، سیاسی، فرهنگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 25 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : سید شهید
این هم آدرس کانال شخصی بنده در تلگرام

telegram.me/seyyedshahid




نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 25 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : سید شهید

چند صباحی است که بحث حضور یا عدم حضور محمود احمدی نژاد در محافل سیاسی کشور مطرح است. فارغ از صدق یا شایعه بودن این خبر بایسته است به بعضی از حواشی این خبر بپردازیم. ابتدا لارم است بیان شود که این مقاله قصد حمایت یا تخریب احمدی نژاد را نداشته و تنها به بیان مطالبی پیرامون این مسئله میپردازد.

مدتی است که بین برخی از رسانه ها که غالبا از اصلاح طلبان به شمار می آیند پروژه احمدی نژاد هراسی مطرح شده و با ارجاع مشکلات کشور و نظام جهانی به دولت قبل سعی دارند در تمامی مسائل آن را تعمیم دهند. از کم شدن قیمت نفت و بیکاری و مشکلات جوانان گرفته تا کسری بودجه برای پرداخت یارانه ها البته کار کمی فراتر از این هم رفته و دولت محترم در حدی به این مسئله دامن زده که تمامی مشکلات در کشور و حتی خارج از کشور را به دولت قبل نسبت میدهند این قضیه وقتی خود را بیشتر عیان میکند که بحث دو میلیارد دلاری که توسط دولت خبیث ایالات متحده به یغما رفته است راهم به دولت قبل نسبت میدهند.که این مسئله مصداق بارز این ضرب المثل است که میگفت: « گنه کرد در بلخ آهنگری به شوشتر زدند گردن مسگری». شاید تنها مسئله ای که هنوز مستقیما آنرا به احمدی نژاد نسبت نداده اند علت فوت خواجه حافظ شیرازی باشد. اما به راستی دلیل این همه واهمه چیست؟ آیا این دوستان اگر ترس از قدرت و نفوذ شخصی مثل احمدی نژاد نداشتند، که نکند خدای نکرده با ورود او جناب رییس جمهور از مسند قدرت کنار گذاشته شوند باز هم این ترس و واهمه را به عموم جامعه تعمیم میدادند؟!

دلیل این همه  ترس خود محمود احمدی نژاد است یا اینکه احمدی نژاد اهل باج دادن به کسی نیست؟چرا وقتی که آمریکا و اسراییل و انگلیس و همه مستکبران از احمدی نژاد واهمه دارند اصلاح طلبان نیز از او میترسند؟ چرا هنگامه ای که مقام معظم رهبری از احمدی نژاد به خاطر زنده کردن شعار های اصیل انقلاب مورد ستایش قرار میدهند باز این حضرات اصلاح طلب شعارهای او را مورد تمسخر قرار میدهند؟!

در مطالب ذیل شاید متوجه این دلایل بشویم:

احمدی نژاد را برای ما یک لولو و عامل اصلی عقب ماندگیمان معرفی کرده اند، تا ما یادمان برود دشمن اصلی این نظام استکبار جهانی به سرکردگی ایالات متحده آمریکاست.

احمدی نژاد را برای ما سردمدار مفاسد اقتصادی خواندند ، تا ما مهدی هاشمی رفسنجانی ها را شهرام جرایری ها را علی صوفی ها را غلامحسین کرباسچی ها را و قراردادهای ننگینی همچون کرسنت و رشوه خواری های استات اویل را یادمان برود.

احمدی نژاد را برای ما ضد ولایت فقیه و دارای زاویه علنی با حضرت آقا خواندند،  تا ما لجاجت های علنی و غیر علنی هاشمی رفسنجانی ها را خیانت های میرحسین موسوی هارا درس های تفسیر موسوی خویینی ها را هتاکی منتظری ها را یادمان برود.

احمدی نژاد را پوپولیست و دروغگو معرفی کردند، تا ما عبور از رکود و تورم صفر درصد را سرمای آفتاب پسابرجام را مذاکره های برد برد را گره خوردن تامین  آب  آشامیدنی مردم به برجام را یادمان برود.

احمدی نژاد را منحرف خواندند، تا ما اسلام رحمانی را مذاکره صحرای کربلا را دست دادن با شیطان بزرگ را حذف شعار مرگ بر آمریکا را فراموش کنیم.

احمدی نژاد را فاقد انقاد پذیری خواندند، تا یادمان برود بی شناسنامه خطابمان کردند تا یادمان برود به جهنم حواله ی مان دادند تا یادمان برود بی سواد خوندندمان تا یادمان برود عقب مانده ما را نامیدند تا یادمان برود بی شرف صدایمان کنند تا یادمان برود تندرو صفتمان دادند.

 

آری احمدی نژاد هم مشکل دارد و هیچکس منکر اشتباهات و ایرادات او نیست اما ترس حضرات اصلاح طلب از او علت دیگری دارد.





نوع مطلب : دلنوشته، فرهنگی، سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 25 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : سید شهید
از امروز مقالاتم را که برای نشریات و سایتهای مختلفی میفرستم اینجا نیز به اشتراک میگذارم
باشد تا آرشیو کوچکی شود برای دل خودم




نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




درباره وبلاگ

این وبگاه كاملا شخصی است و متعلق به سیدمحمدمهدی شمس یک طلبه از نسل حسن و حسین و كلب العباس است خود دانید . شرط حضور ، عضو مجمع المجانین ابالفضل بودن است
در صورت تمایل با ارتباط با این جانب مطالبتان را به این ایمیل ارسال بفرمایید
seyedshahid@yahoo.com

مدیر وبلاگ : سید شهید
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :